فضای معماری نوعی فضای خاص است که با پنج نوع فضای دیگر ارتباط دارد: بیولوژیکی، ادراک و جهتیابی آنی، هستی (تصویر ذهنی جهان)، شناخت علمی، و فضای تجریدی منطقی.
در این تقسیمبندی، از نوع اول به پنجم، فضاها از عینی به ذهنی میروند، اما معماری برخلاف، از تجرید آغاز و به عینیت میرسد.
ایدههای معماری ممکن است از مفاهیم کاملاً تجریدی مانند الگوهای هندسی یا دیاگرامها شکل بگیرند و در نهایت به فضایی ساخته شده و فیزیکی منجر شوند که فعالیتهای ذهنی، طبیعی و بیولوژیکی انسان را در خود جای میدهد.
- فضا را میتوان به سه دسته تقسیم کرد:
فضای جغرافیایی، فضایی است ذهنی، چرا که مستقیماً قابل ادراک نمیباشد. در ذهن این فضا با مجموعهای از اطلاعات مشخص شده که با استفاده از وسایل کمکی (نقشه یا مدل) توانایی شناخت آن را پیدا میکنیم.
فضای زندگی، فضایی است نیمه ذهنی، زیرا بعضی از صفات آن برای ما مستقیماً قابل ادراک است و بسیاری دیگر را از راه اطلاعات میشناسیم و یا اینکه اصلاً نمیشناسیم.
فضای معماری، فضایی عینی به صورت قابل ادراک است که مستقیماً احساس میشود.
در فضای ریاضی تفاوت چندانی میان فضای عمومی و خصوصی دیده نمیشود، اما در فضای احساسی این تفاوت کاملاً واضح است.
انسان هم به ارتباط اجتماعی نیاز دارد و هم برای آرامش و تفکر به فضای خصوصی. او دائماً بین این دو فضا جابهجا میشود و خانه مهمترین مرکز و نقطه بازگشت اوست.
سکونت فقط زندگی کردن در یک مکان نیست؛ بلکه به معنی احساس تعلق و راحتی در خانه است.
ورود به فضای خصوصی محدود به افراد خاص است. همچنین مانند حیوانات، انسانها هم مرزهای نامرئی دارند که باعث نظم و هماهنگی در روابط میشود.
فضا مجموعهای از روابط بین اشیاء است و فضای میان آنها نقش اصلی در درک و ارتباطشان دارد.
فاصله کم دو ساختمان باعث یکی دیده شدن آنها میشود و فاصله زیاد ارتباط را از بین میبرد.
نوع فضای مابین به اندازه، تناسب و فرم اجزاء بستگی دارد و برداشت انسان از آن نیز تحت تأثیر عوامل روانی و اجتماعی است؛ فضایی که برای یک نفر آرامشبخش است ممکن است برای دیگری تنگ و آزاردهنده باشد.
ساختن مكان بالاتر از ساختن فضا است و معماري همانا شناختن مكان به عنوان شالودة فضا است.
هايدكر معتقد است كه : «فضاها هستي گوهرين خود را از مكانها مي گيرند ، نه از فضا»
بنابراين براي ساختن فضا ، مي بايد در صدد مهيا ساختن «مكان» بود . از اين رو است كه معماري در كشاكش با محل و محيط آشكار مي گردد .
معماري، با برپا داشتن يك معماري در يك محل ، بر آن است تا زندگي و روحي تازه به زمين ببخشد و اين «بخشيدن معناي تازه» همانا خلق مكان است كه فضا را در خود دارد .