معمار سنتی با توجه به اصل حریم اقدام به طراحی مسکن سنتی می کند. لذا مسکن سنتی ، محرمیت را با خلق فضای جدید و بر اساس ایجاد حرمت برای ساکنین و واردین ایجاد می نماید.
او ویژگی تفکیک بیرونی و اندرونی و همچنین انحراف دید در ورودی را برای ایجاد مفهوم حریم و محرمیت بر می گزیند؛ بدین ترتیب با حفظ حریم اهل خانه، زندگی خانوادگی مختل نمی گردد و باعث افزایش آرامش و تعادل روانی می شود.
همچنین از دیگر مصداق های رعایت حریم و ایجاد آرامش روانی، طراحی خانه ها به صورت درون گرا می باشد. این نوع تفکیک و استقلال خانه از محیط پیرامون نیز خود باعث به ارمغان آمدن آرامش درونی می گردد .
از جمله مشخصه های خانه های سنتی اقلیم گرایی و توجه به جغرافیای اصفهان است که خود جواب گوی بسیاری از نیازهای زندگی افراد می باشد، این توجه به اقلیم باعث جهت گیری درست ساختمان با توجه به تابش آفتاب شده و همچنین استفاده از عناصر طبیعی مثل آب در درون خانه باعث تعدیل آب و هوا خانه و آسایش ساکنان می باشد. که تأثیر بسزایی در کاهش مصرف انرژی داشته است .
نظم و هندسه ی موجود در طراحی درون خانه های سنتی نیز باعث به وجود آمدن سلسله مراتب فضایی و حفظ امنیت و نظم درون خانه می باشد
در عصر حاضر، حریم خصوصی مسکن قربانی عوامل اقتصادی و اجتماعی شده است.
امروزه با حذف تمام یا قسمتی از عناصر توزیعی شامل حیاط، غلامگردش، هشتی و ایوان، دالان و فضاهای بینابین در برخی از واحد های مسکونی، از میزان امنیت و حفاظت بطور مشخصی کاسته شده است و نقش اتصال دهنده بین اجزا را تنها راهروها بر عهده دارند.
همچنین در شرایط حاضر، توسعه متراکم مسکونی در شهرها و فشردگی طرح بناها امکان تحقق حیاط مرکزی که درون گرایی را تشدید می کرد و در اصل تمامی پنجره های اصلی خانه رو به آنجا باز می گردید و رو به بیرون تنها روزنه های بسیار کوچکی باز می شد، را به مخاطره افکنده است.
عموماً در مسکن معاصر اجزا دارای استقلال عمل نیستند و حریم ها نامشخص است . در حقیقت تمامی این تحولات ابتدا از دوره قاجار شروع و سپس در دوره پهلوی اول و دوم باعث کمرنگ شدن درون گرایی و آشکار شدن مظاهر برون گرایی در خانه ها گردید که تا به امروز نیز ادامه یافته است .
و همجنین نبودن جهت گیری درست ساختمانی باعث ورود آزار دهنده ی نور درون این طور خانه های برون گرا شده و دیگر آب و طبیعتی نیست که بتواند این دما و حرارت را در جهت آسایش حرارت ساکنان تعدیل کند. و همچنین فشردگی در طراحی بنا ها و تراکم مسکن امروز موجب از بین رفتن سلسله مراتب فضایی، نظم و هندسه ی حاکم به خانه شده است که این نیز باعث از میان رفتن آرامش و نظم درون خانه هاست .
- ویژگی های بارز در خانه های صفوی اصفهان :
در بیشتر خانه های مورد مطالعه، عناصر هندسی و ساختاری بنا، شامل یک الگوی متقارن تکرار شونده است، ولی تعداد اندکی از این خانه ها از این قاعده مستثنی هستند. بنابراین اغلب خانه ها در غالب های هندسی خاصی شکل یافته اند.
این امر فقط شامل شکل ظاهری و ترکیب کلی و نیز ترکیب اجزای مختلف آنها با یکدیگر نیست؛ بلکه هندسه بکار رفته در آنها به گونه ای است که عوامل مختلف ساختاری را با تناسبات و نظمی دقیق و متقارن در کنار یکدیگر سازماندهی می کند.
تحلیل گونه شناسی که دربرگیرنده هندسه، ساختار و ترکیب تمامی اجزای خانه با یکدیگر است، جزء قسمت نظری مطالعات درباره خانه ها محسوب می شود .
خانه های اصفهان ویژگی های مشترکی با خانه های مغرب دارند. یک نقطه مشترک، سازماندهی مرکزی است که همه فضاهای پیرامون یک حیاط مستطیل شکل با تناسبات و نظم هندسی بسیار دقیق سازماندهی شده اند.
سازماندهی خانه های تاریخی، مرکزی است و بر اساس دو محور تقارن عمود بر هم شکل گرفته است.
این خانه ها دارای حیاط مرکزی به شکل مربع یا مستطیل است.
تمامی اتاق های اصلی و فضاهای مسکونی که به سمت حیاط مرکزی باز می شوند، به صورتی کاملاً منظم و سازمان یافته، پیرامون حیاط شکل گرفته اند.
ورودی این خانه ها که معمولاً در گوشه (زوایا و نقاط کور) قرار گرفته است، به وسیله یک راهروی باریک، بلند و پرپیچ و خم امتداد پیدا می کند و در حکم فضایی میانی است که باعث ایجاد ارتباط میان فضای بیرون خانه (گذر) و فضای داخلی آن (حیاط مرکزی) می شود.
در اصفهان، رون اصفهانی به کار می گرفتند که در جهت شمال غربی- جنوب شرقی بوده است. جهت یاد شده در خانه های اصفهان این چنین تعبیر می شود که در جبهه شمالی ، بخش زمستان نشین یعنی قسمت های آفتاب گیر خانه و تالار اصلی که از نور جنوب بهره می گیرد و در جبهه جنوبی که پر سایه بوده است، بخش تابستانی که به آن تابستان نشین می گویند، قرار داشته است .
اختلاف اصلی بین فضاهای منظم و کاملاً هندسی که در اطراف حیاط شکل گرفته و دارای کاربری تعریف شده بوده، با فضاهای نامنظم که از هندسه خاصی پیروی نمی کرده و بین حیاط و محدوده خارجی زمین استقرار داشته، در اینجاست که فضاهای گروه اول، فضاهای رسمی و نمادین، ولی فضاهای گروه دوم فضاهای خدماتی و مربوط به کارهای روزمره بوده است .
- نتایج حاصل از تحلیل و مقایسه تطبیقی مسکن معاصر و دوره ی صفویه به شرح زیر بیان می گردد:
1- در خانه های صفویه اتاق مهمان (پنج دری) تعداد بیشتر و نفوذ به آن دشوارتر بوده است. و لیکن در خانه های معاصر موانع فضای پذیرایی ضعیف گشته اند.
2- اتاق های خواب، در خانه های صفویه که معمولاً سه دری این وظیفه را انجام می داد، نفوذ به داخل این فضا به راحتی امکانپذیر نبود. در خانه های معاصر به دلیل کم شدن مساحت خانه دسترسی به فضاهای خصوصی بسیار راحت شده است .
3- در مورد ورودی باید اذعان کرد که در خانه های صفویه بیشترین موانع مربوط به ورودی خانه ها می باشد و این مسئله نشانگر اهمیت وجود مانع در دنیای درون و دنیای بیرون خانه می باشد. در خانه های معاصر با جهت شمالی نیز به دلیل وجود حیاط در جلوی خانه این خصوصیت تا حد زیادی رعایت می شود .
4- در خانه های صفویه فضای آشپزخانه در جهات فرعی حیاط مرکزی قرار گرفته که حریم بسیاری ایجاد می کند. در خانه های سنتی سعی بر آن بوده تا آشپزخانه و یا همان مطبخ دور از دسترس و چشم افراد نامحرم قرار گیرد و به گونه ای فضای خدماتی و فرعی خانه محسوب می شده است. در صورتی که چنین دیدگاهی نسبت به فضای آشپزخانه در خانه های معاصر از بین رفته، به خصوص برخی از خانه های معاصر که به صورت آشپزخانه باز طراحی شده اند، از میزان این حریم کاسته است و بیشتر فضای آشپزخانه در ورودی خانه قرار گرفته که این ارتباط در خانه های امروزی مورد پسند و مناسب است و توصیه می گردد. و ...
نیاز به راهبرد بلند مرتبه سازی باتوجه به رشد روز افزون جمعیت و محدودیت زمین مناسب ساخت و ساز در زمان حاضر بیش از پیش به چشم می خورد. بطور کلی با توجه به شرایط خاص قرن حاضر، استفاده مناسب و البته مشروط از ساختمان های بلند را می توان راه حالی واقع گرایانه و مطلوب جهت اسکان مردم و تامین سایر نیازهای مرتبط با فعالیت های اجتماعی و اقتصادی در شهرهای بزرگ دانست.
این تحقیق نشان می دهد ساختمان های بلند مرتبه می توانند بصورت مناسبی برای عملکردهای تلفیقی نیز مورد استفاه قرار گیرند و از آنها برای مرکزیت بخشیدن به فعالیت های مرتبط با یکدیگر استفاده نمود .
بنابراین با بکارگیری فرم های ساده و منظم بر گرفته شده از معماری گذشته علاوه بر کمک به پایداری و ایستایی ساختمان ، سبب افزایش ایمنی در بناهای بلند می گردد.
همچنین باید کیفیت های محیطی به مثابه محله و ساختمان های سنتی ارتقا بخشیده شود و عوامل موثر بر شکل گیری مجموعه مسکونی و متقابلاً مؤثر بر رفتار انسان به خوبی شناسایی گردند و با سنجش کیفیت معماری گذشته مقایسه گردد و در مجموع سعی بر ارتقاء آنها در طراحی گردد.
فایل پی دی اف مقاله ای با عنوان کامل " تطبیق الگوهای طراحی خانه های دوره صفویه اصفهان در ارتقای کیفیت فضای مجتمع های مسکونی " نوشته فریده ملکیان اصفهانی و سیده مرضیه طبائیان - لازم به ذکر می باشد که فایل پی دی اف منبع نیز ، همراه با پاورپوینت برای دانلود قرار داده شده است .