انواع مسکن :
- 1- مسکن مستقل ویلایی (Detached)
به آن نوع از خانهها اطلاق میشود که مستقل و جدا از هم و دارای حیاط و فضای باز خصوصی می باشند. این خانهها، که محل سکونت یک یا دو خانوار میباشند، بعضاً در محله های قدیمی دیده می شوند
- 2-خانه های نیمه مستقل (Semi-Detached)
به طور ردیفی در امتداد معابر شهری ساخته شدهاند . بخش های میانی شهرهای ایران را تشکیل می دهند. اقتصاد زمین و ساختمان و تأمین مسکن برای خانوارهای جوان، سبب احداث یک یا چند اشکوب جدید روی طبقه اصلی میشود.
- 3- خانه های آپارتمانی(Apartment Flats)
بخش عمدهای از مسکن شهری را در شهرهای بزرگ و متوسط تشکیل می دهند. خانههای آپارتمانی با توجه به اینکه در نواحی کم درآمد و یا پر درآمد احداث شوند، از نظر اندازه و نوع و میزان تنوع متفاوت خواهند بود. بخشهای مسکونی آپارتمانی، خاص نواحی پرتراکم شهری است. این نواحی خصوصیات اجتماعی و فرهنگی ویژهای دارند که میتوان از آن با عنوان (شیوه زندگی شهری) یاد کرد.
- 4- مجتمعهای مسکونی (Clusters)
با تجمع تعدادی آپارتمان در یک بلوک شهری، که به شکل یکپارچه طراحی و ترکیب شده باشند، پدید می آید. بسیاری از مجتمعهای مسکونی دارای فضای عمومی مشترکی هستند که مورد استقاده همگانی ساکنان مجتمع قرار میگیرد و دیگران حق استفاده و حتی ورود به آن را ندارند. یک مجتمع مسکونی ممکن است از خانههای ویلایی مستقل و یا آپارتمانهای چند طبقه شکل گیرد. اندازه مجتمعهای مسکونی نیز متنوع است و برخی از آنها ، مانند مجتمع اکباتان در تهران، به اندازه یک شهر متوسط جمعیت دارند .
اصطلاحاً به آپارتمانهای بلند مرتبه بیش از ده اشکوب گفته میشود. آپارتمان های بلند مرتبه معمولاً برای اسکان اقشار کم درآمد و متوسط درآمد شهری، مانند کارگران و کارمندان، احداث میشوند، اما در کلان شهری مانند تهران ، الگوی دیگری از برج سازی شکل گرفته است. یعنی در نواحی مرفه نشین، که قدرت اقتصادی ساکنان آن و قیمت زمین بسیار زیاد است، آپارتمانهای بلند مرتبه بسیار مدرن برای استفاده طبقات پر درآمد شهری احداث می گردد. برجهای (اسکان، آ. اس. پ و ونک پارک) در تهران از جمله این نمونهها می باشند.
- طراحی معماری مجموعه مولکولی :
در تمامی بناهای مولکولی روشنایی و تهویه مطلوب امکان پذیر می باشند. قابلیت انطباق و سازش آن ها با اندازه و اشکال مختلف سایت، نیز مطلوب می باشد. فضاهای باز آن ها دارای یک کیفیت پوسته “باز”می باشند. مجموعه این بناها محصوریت کمی ایجاد می کنند. این تیپ از تمامی تیپ های ساختمانی روی هم رفته ، نامناسب ترین نوع از جهت “فضاهای شهری” متمرکز و محصور می باشد.(از نظر اقصادی نیز در مناطق مسکونی متراکم نیز به صرفه نیستند)
- طراحی معماری مجموعه های خطی :
با اینکه تراکم نسبتا زیادی را در خود جای می دهند، اما در مجموعه های خطی به علت وجود حداقل فاصله، بین نماهای بلند آن ، دارای مشکلات و مضرات زیادی از لحاظ محرمیت و آلودگی صوتی خصوصا در فضای باز می باشند. این معایب در خانه های تک خانوار ردیفی تشدید می شود ، زیرا احتمال اینکه همسایه ها از داخل منازل همدیگر را ببینند افزایش می یابد. در صورتی که آپارتمان ها در ساختمان های خطی به طور صحیحی طراحی شده باشند، این تیپ سودمند و با صرفه است. این تیپ در مقایسه با مجموعه های حول حیاط مرکزی دارای پویایی بیشتری است.
- طراحی معماری مجموعه های حول حیاط مرکزی:
تمامی مجموعه های حول حیاط مرکزی با فضاهای بازی که به وضوح مشخص شده اند و به منظور استفاده گروه خاصی می باشند (بر خلاف سایر اشکال ساختمانی) متمایز می شوند. علاوه بر این هنگامی که از حداکثر تراکم ممکن نیز پرهیز شده و حیاط ها به اندازه کافی بزرگ باشند ، مجموعه های مسکونی بسیار مناسب و مطلوبی می باشند. از نظر ایجاد روحیه همسایگی و کنترل شرایط اقلیمی نیز نسبت به سایر تیپ ها ارجحیت دارند.
- دستورالعمل طراحی معماری محلات مسکونی :
یک سایت مسکونی می بایست عاری از هر گونه ترافیک عبوری باشد.
طرح معابر می بایست به نحوی باشد که انتخاب راهی میان بر از میان محله مسکونی را تشویق ننمایند.
از طراحی معابر طولانی و مستقیم که امکان استفاده به عنوان زمین مسابقه را بدهد می بایست پرهیز نمود. در صورت نیاز به استفاده از معابر طولانی، به منظور پیشگیری از وقوع فعالیت های غیر حرکتی در معبر می بایست از الگوی منحنی و یا از سرعت گیر های برجسته در سطح معبر استفاده نمود.
در یک محله مسکونی می بایست تا حد امکان تقاطع ها حذف گردند. بخصوص هنگامی که دو معبر همدیگر را قطع نمایند. بطور کلی، تقاطع های T شکل ترجیح دارند.
مابین تقاطع ها ( حتی تقاطع های T شکل) باید فاصله لازم در نظر گرفته شود : یک فاصله مناسب بین تقاطع های هم جوار در حدود ۴۵ متر پیشنهاد می شود.
معابر باید با زوایای باز و درست با یکدیگر برخورد داشته باشند تا دید و امنیت کافی به دست آید
هر چند نیازی به گفتن نیست ولی گاهی فراموش می شود که ورودی اصلی در هنگام ورود به آسانی مشاهده شود .
در صورت وجود درهای مجاور دیگر ( برای مثال اتاق مطالعه و نشیمن)،ورودی اصلی به آسانی قابل مشاهده باشد .
آستانه ورورد و لابی یا سرسرا اغلب یکی از دشوارترین نواحی برای دسترسی معلولین است:یک رامپ(سطح شیبدار)یا آستانه مسطح بایستی در نظر گرفته شود.
اگر بخشی از واحد مسکونی به عنوان دفتر یا اتاق کار به کار می رود ، می توان از یک ورودی پیشین مجزا استفاده کرد یا به آسانی ورودی اصلی قابل دسترس باشد.